حرکت‌های شبانه - Night Moves
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی: حرکت‌های شبانه - night moves


حرکت‌های شبانه - Night Movesسال تولید : ۱۹۷۵
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : رابرت م. شرمن
کارگردان : آرتور پن
فیلمنامه‌نویس : آلن شارپ
فیلمبردار : بروس سورتیس
آهنگساز(موسیقی متن) : مایکل اسمال
هنرپیشگان : جین هاکمن، جنیفر وارن، ادوارد بینز، هریس یولین، کنت مارس، جیمز وودز، جان کرافورد، جانت وارد، آنتونی کاستلو و ملانی گریفیث.
نوع فیلم : رنگی، ۹۹ دقیقه.


«آرلنه آیورسن» (وارد)، ستاره سابق سینما، «هاری مازبی» (هاکمن)، ستاره پیشین فوتبال آمریکائی‌ را که اکنون کارآگاه خصوصی است، برای یافتن دختر نوجوان فراری‌اش، «دِهی» (گریفیث) استخدام می‌کند. «هاری» سراغ دوست سابق «دلی»، «کوئنتین» (وودز) که بدلکار سینماست می‌رود و او می‌گوید که «دِلی» با بدلکار دیگری به نام «المن» (کاستلو) رفته است. «هاری» در جست‌وجویش برای یافتن «دِلی» با «جوئی زیگلر» (بینز)، بدلکار دیگری آشنا می‌شود که ترتیب آشنائی او را با «تام آیورسن» (کرافورد)، ناپدریِ «دلی» که در فلوریدا زندگی می‌کند، می‌دهد. در آنجا متوجه می‌شود که «دلی» با ناپدری‌اش و محبوبه او، «پالا» (وارن)، زندگی مشترکی را آغاز کرده است. ابتدا «دلی» از بازگشت به خانه امتناع می‌کند ولی بعدتر پس از دیدن هواپیمائی که سقوط کرده و یک جسد، نظرش عوض می‌شود. اما کمی پس از بازگشت نزد ماردش، همراه «زیگلر» در تصادف اتوموبیل کشته می‌شود. «کوئنتین» به «هاری» می‌گوید که جسدی که «دلی» دیده بود، جسد «آلمن» بوده و «هاری» در بازگشت به فلوریدا متوجه می‌شود که مرگ «المن» به گارد ساحلی گزارش نشده است. در اینجا «کوئنتین» به دست «تام» به قتل می‌رسد و «هاری» پس از درگیری با «تام»، همراه با «پالا» سوار بر قایق می‌گریزد. «پالا» به او می‌گوید که همراه «تام»، «کوئنتین» و «المن» در کار قاچاق اشیای عتیقه بودند و وقتی برای پیدا کردن مجسمه‌ای عتیقه که در هواپیمای سقوط کرده بوده، به زیر آب می‌رود، هواپیمائی آب‌نشین به آنان حمله می‌کند. در اینجا «پالا» کشته می‌شود و درست پیش از سقوط هواپیما، «هاری» می‌بیند که «زیگلر» خلبان هواپیماست.
* حرکت‌های شبانه، نوعی آشنائی‌زدائی از ژانر جنائی - معمائی است؛ در دنیائی آلوده و پُرپیچ‌وخم، که هه به یکدیگر خیانت می‌کنند؛ قهرمان داستان، مثل شخصیتی تراژیک، خود بیش از دیگران زخم خورده خیانت است؛ به همین دلیل موقعیت نهائی او، سرگردان بر پهنه آب و در جوار گنجی گران‌سنگ، به یقین تمثیلی جهان‌شمول از وضعیت انسان معاصر می‌شود. اما پن با کارگردانی درخشانش، ابعادی دیگر نیز به این قصه اخلاقی می‌بخشد. به همین دلیل برخلاف الگوی این قصه‌ها، شخصیت اصلی‌اش همزمان با کشف جلوه‌هائی شگفت‌انگیز از دنیای پیرامونش، از جلوه‌های ساده و آشکار پیرامونش هم غافل می‌شود. مضمون مورد علاقه پن، پوچ‌گرائی آنارشیستی و جست‌وجو برای یافتن ریشه‌ها، در این فیلم، نسبت به آثار موفق پیشین متانت و ظرافت بیشتری یافته است. وودز در نقش «کوئنتین» در آن سال‌ها بازیگری گم‌نام است و گریفیثِ بعدها ستاره، در نقش «دِلی» نوجوان خوش آتیه به‌نظر می‌رسد.


 
نان، عشق و رویا - Pane, Amore, E Fantasia
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی: نان، عشق و رویا - pane ، amore ، e fantasia

سال تولید : ۱۹۵۳
کشور تولیدکننده : ایتالیا
محصول : ویلیام جیردلر
کارگردان : لوئیجی کومنچینی، برمبنای داستانی نوشته اتووه مارگادونا.
فیلمنامه‌نویس : لوئیجی کومنچینی، برمبنای داستانی نوشته اتووه مارگادونا.
فیلمبردار : آرتورو گالئا
آهنگساز(موسیقی متن) : الساندرو چیکونینی
هنرپیشگان : جینا لولوبریجیدا، ویتوریو دسیکا، ماریزا مرلینی و روبرتو ریشو.
نوع فیلم : سیاه و سفید، ۹۰ دقیقه.


داستان دو ماجرای عشق و نامزدی، که رابطه‌ها و شباهت‌های میان‌شان به‌پایان خوش دوگانه‌ای می‌انجامد. "مارشال" (دسیکا) جویای عشق "آنارلا" (مرلینی) قابله‌ای زیبا است که سفرهای ماهانه‌اش به رم و نداشتن تعلقات خانوادگی، باعث شده مردم شهر سالینا پشت سرش حرف بزنند. "مارشال" برای گرم گرفتن با "آنارلا"، پیشنهاد ازدواج می‌دهد. در سوی دیگر سربازی جوان و زیردست "مارشال" به‌نام "جوزپه استلوتی" (ریسو) در پی ازدواج با فقیرترین و زیباترین دختر شهر "سالینا" (لولوبریجیدا) است. سربازان از مهرورزی با زنان شهر منع شده‌اند ولی "استلونی" سرانجام محبتش را به دختر اعتراف می‌کند. او وظیفه خود می‌بیند ماوقع را به "مارشال" گزارش دهد، ولی فرمانده از شنیدن حرف‌های او تا پس از فستیوال سان آنتونیو امتناع می‌‌کند ـ یعنی زمانی که نامزدی "استلوتی" اعلام شده و مراسم شادمانه‌ای به راه افتاده است...
٭ این فیلم کومنچینی آغازگر موج جدیدی از رآلیسم خوش‌بینانه در سینمای ایتالیا بود که می‌کوشید کمدی را وارد زیبائی‌شناسی نئورآلیستی خوش‌بینانه در سینمای ایتالیا کند و سینمائی عامه‌پسند و مفرح‌تر بیافریند. نان، عشق و رویا با کنایه‌هائی به اوضاع نابه‌سامان اجتماعی و محدودیت‌های مهرورزی در محیطی وابسته به عرف و قید و بندهایش، موفقیت خود را برای ترکیب کمدی کلاسیک انتقاد اجتماعی اشاره می‌کند. البته رآلیسم فیلم، نهایتاً به واسطه سانسور وقت و استفاده ناخواسته از دسیکا در نقش "مارشال" تحت‌الشعاع احساساتی‌گری قرار گرفت. فیلم پر از شوخی‌های جذاب است و سهم مؤثری در شناساندن جاذبه ستاره‌اش، لولوبریجیدا، به جهانیان دارد.


 
جاخالی - L'ESQUIVE
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی: جاخالی - l'esquive


جاخالی - L'ESQUIVEسال تولید : ۲۰۰۳
کشور تولیدکننده : فرانسه
محصول : ژاک اوانیش
کارگردان : عبدل کشیش
فیلمنامه‌نویس : گالیا لاکروا و کشیش
فیلمبردار : لوبومیر باکچف
هنرپیشگان : عثمان الخراز، سارا فورستیه، سابرینا اوازانی، نانوئو بن هاموئو، هاتف بن احمد، اورلی گانتیو و مری سربا
نوع فیلم : رنگی، ۱۲۳ دقیقه


̎کریمو̎ (الخراز) نوجوانی وارد به چم و خم زندگی شهری، حرف زیادی ندارد که با ̎مادرش̎ (سربا) یا ̎ماگالی̎ (گانتیو) دوستش بزند و در جمع دوستانش نیز به یک قلدر تمام‌عیار تبدیل می‌شود. اما ̎کریمو̎ استعدادهائی هم دارد که از پدرش به ارث برده و آنها را با کسی تقسیم نمی‌کند. یک روز پس از آن‌که ̎ماگالی̎ از او جدا می‌شود، ̎کریمو̎ به ̎لیدیا̎ (فورستیه)، دختری برمی‌خورد که بر سر قیمت یک دست لباس در حال بگومگو با صاحب مغازه است. ̎کریمو̎ به‌طور غریزی، پول لباس را در اختیار دختر می‌گذارد و بعد باخبر می‌شود که قرار است ̎لیدیا̎ آن لباس را در نمایش مدرسه‌ای‌اش ـ اثری از ̎ماری‌وو̎ ـ بپوشد. ̎کریمو که کنجکاو شده، ̎لیدیا̎ را تا سر تمرین هم‌راهی می‌کند و متوجه می‌شود که بیش از پیش به دختر و آن نمایش‌نامه علاقه‌مند شده است. ̎لیدیا̎ در کارش دختری جدی و سخت‌گیر است و وقتی بازیگر مرد نقش اصلی قهر می‌کند، ̎کریمو̎ جایش را می‌گیرد. اما بعضی‌ها از جمله ̎فریدا̎ (اوازانی)، دوست صمیمی ̎لیدیا̎، مطمئن نیستند که ̎کریمو̎ بتواند گلیم خود را در این نمایش از آب بیرون بکشد.
● در جاخالی گذشته و حال مرتب در حال تنه زدن به یک‌دیگر هستند و یک دشنام امروزی طنینی کلاسیک پیدا می‌کند. نوجوانان پاریس در یک مجتمع ساختمانی مشغول حرافی و نثار کردن بی‌دریغ ناسزا به یک‌دیگر هستند و در عین حال یک تکلیف آکادمیک دارند که برگزار کردن نمایشی مدرسه‌ای از ماری‌وو، نمایش‌نامه‌نویس قرن هجدهمی است و البته دنیای کلامی‌اش فرسنگ‌ها با آن‌چه می‌شنویم فاصله دارد. در کمدی ماری‌وو (که اسم انگلیسی فیلم، بازی‌های عشق و تصادف از آن می‌آید) شخصیت‌ها کشف می‌کنند که گریزی از سرنوشت طبقاتی‌شان ندارند. در فیلم مخمصه‌ای قرینه آشکار می‌شود: آیا ادبیات عالی می‌تواند این جوانان حومه‌نشین را نسبت به محیط پست‌شان ارتقا بخشد؟ ̎لیدیا̎ ـ با بازی عالی فورستیه ـ مشتاقانه‌تر از همه در پی پاسخ این پرسش است و گرچه هنگام کار روی صحنه حالت رئیس و تصمیم‌گیرنده را دارد، در بقیه موارد باید در برابر ضربات گفتاری هم‌قطارانش ـ که فیلم کشیش را در فرانسه مشهور و متمایز کردند ـ تاب بیاورد (اسم فرانسوی فیلم در واقع اصطلاحی در شمشیربازی برای جاخالی دادن از برابر ضربه است). این کمدی بسیار هوشمندانه می‌خواهد دمدمی‌مزاجی نوجوانان را تا حد امکان تعقیب و ثبت کند و در عین حال دنبال شعارهای سیاسی/ اجتماعی نیست. دوربین DV کشیش ـ به تبعیت از علاقهٔ ماری‌وو به ظرافت‌های چهرهٔ انسان ـ در نماهای بسیار نزدیک کوچک‌ترین حالات چهرهٔ جوان‌ها را با شیفتگی و بدون قضاوت می‌نگرد. فیلم، قدرت کلمات را به نمایش درمی‌آورد، قدرتی که می‌تواند باعث ناکامی و شکست گوینده شود. این جوان‌های سرخورده از زبان، حق دارند خشمگین و بدزبان باشند و کم‌کم از معصومیت آفتابی‌شان پا به تاریکی‌های بزرگ‌سالی بگذارند.


 
کاپیتان‌های شجاع - Captains Courageous
ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی: کاپیتان‌های شجاع - captains courageous


کاپیتان‌های شجاع - Captains Courageousسال تولید : ۱۹۳۷
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : مترو ـ گلدوین ـ مایر
کارگردان : ویکتور فلمینگ.
فیلمنامه‌نویس : جان لی ماهین، مارک کانلی و دیل وان اوری، برمبنای رمانی نوشته رودیارد کیپلینگ
فیلمبردار : هارولد راسن
آهنگساز(موسیقی متن) : فرانتس واکسمن
هنرپیشگان : فردی بارتولومیو، اسپنسر تریسی، لایونل باریمور، ملوین داگلاس، چارلی گریپوین، میکی رونی و جان کارادین.
نوع فیلم : سیاه و سفید. ۱۱۵ دقیقه.


نوجوانی به‌‌نام "هاروی" (بارتولومیو)، فرزند نازپرورده یک میلیونر، در زندگی جز دروغ و تقلب و نق‌نق چیزی نیاموختهاست. طی سفری به اروپا، "هاروی" از کشتنی مسافربری اقیانوس‌پیما به دریا می‌افتد. اما سرنشینان یک قایق ماهی‌گیری نجاتش می‌دهند. میان ماهی‌گیران، مرد کارآزموده و سرد و گرم چشیده‌ای به‌نام "مانوئل" (تریسی) هست که برای آموزش راه و رسم "درست" زندگی به "هاروی" چیزهای بسیاری در چنته دارد...
٭ از بهترین فیلم‌های نوع دریائی ـ ماچرائی و مناسب کودکانه و نوجوانان. این‌جا، تریسی می‌درخشد و برنده اسکار می‌شود (اگر چه به این نقش علاقه‌ای نداشت). بازسازی فیلم در سال ۱۹۷۷ (به کارگردانی هاروی هارت و همکاری کارل مالدن) چندان جلب توجه نمی‌کند.


 
پس از تاریکی، عزیزم - AFTER DARK, MY SWEET
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی: پس از تاریکی، عزیزم - after dark ، my sweet

سال تولید : ۱۹۹۰
کشور تولیدکننده : امریکا
محصول : ریک کیدنی و باب دولین
کارگردان : جمیز فولی
فیلمنامه‌نویس : ردلین، بر مبنای رمانی نوشتهٔ جیم تامپسن
فیلمبردار : مارک پلامر
آهنگساز(موسیقی متن) : موریس ژار
هنرپیشگان : جیسن پاتریک، ریچل وارد، بروس درن، جرج دیکرسن، جیمز کاتن، کوری کاری‌یر، راکی جوردانی
نوع فیلم : رنگی، ۱۱۴ دقیقه


ـ بوکسور سابقی به نام ̎کالی̎ (پاتریک) با ̎فی̎ (وارد) بیوه‌ای الکلی و ̎عمو باد̎ (درن)، که قبلاً وکیل بوده، آشنا می‌شود. این دو آدم خلاف‌کار، پای ̎کالی̎ را به یک توطئه آدم‌ربائی می‌کشند. ̎کالی̎ که در بدو امر مایل است به هم کاری با آنان ادامه دهد، از رفتار ̎فی̎ خسته شده و در پی قطع کردن رابطه‌اش با او است. ̎دکتر گلدمن̎ (دیکرسن) هم تمایل زیادی دارد با ̎کالی̎ دوست شود، ولی در نهایت، ̎کالی̎ دوباره به طرف ̎فی̎ بر می‌گردد و می‌پذیرد که در آدم‌ربائی شرکت کند. اما وقتی قربانی، یک بیمار دیابتی از کار در می‌آید، اوضاع به هم می‌ریزد.
ـ یک نو آر امروی با همهٔ قواعد ژانر. فولی در پس از تاریکی، عزیزم دنیائی خلق می‌کند که شباهت‌های زیادی با نو آرهای دههٔ ۱۹۴۰ دارد. البته در چند جا او از کلیشه‌ها می‌گذرد و بر خلاف جهت حرکت می‌کن اما در کلیت، همین فضای نو آر است که به کار اعتبار می‌بخشد. فیلم تا نیمه غافلگیرکننده و عالی است اما از اواسط و برای گره‌گشائی دچار مشکلاتی می‌شود. بازی‌های پاتریک و وارد استثنائی است.


 
پولین در ساحل - Pauline A La Plage
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی: پولین در ساحل - pauline a la plage


پولین در ساحل - Pauline A La Plageسال تولید : ۱۹۸۳
کشور تولیدکننده : فرانسه
محصول : مارگارت منه‌ژوز
کارگردان : اریک رومر
فیلمنامه‌نویس : اریک رومر
فیلمبردار : نستور آلمندروس.
آهنگساز(موسیقی متن) : ژان لوئی والرو.
هنرپیشگان : آماندا لانگله، آری‌یل دومباسل، پاسکال گرگوری، فئودور آتکین،سیمون دو لا بروسه و رُزت.
نوع فیلم : رنگی، ۹۵ دقیقه.


«پولین» (لانگله) برای تعطیلات تابستان همراه خویشاوند جذاب و خودشیفته‌اش، «ماریون» (دومباسل) کنار دریا می‌رود و آنجا ملاقات با مردی بوالهوس و پسرهای جوان عاشق پیشه و حسود، مجموعه‌ای از رابطه‌ها و سوء تفاهم‌ها را به بار می‌آورد...
* سومین قسمت از مجموعه «کمدی‌ها و ضرب‌المثل‌ها»ی رومر، فیلم فوق‌العاده سرزنده و گرمی است درباره تضاد خلقیات و رفتارها، دروغ‌ها و ریاکاری‌ها، نیرنگ بزرگ‌سالان و صداقت جوانان. پولین در ساحل به مشاهده ژان رنوار گونه حوادث پیش پا افتاده و مکالمه‌های روزمره می‌پردازد و جزئیات حرکت‌ها و حرف‌های آدم‌ها - که با دقت تما دست چین شده است - به لطف نگاه تیزبین و جادوئی رومر، جلوه‌ای خیره کننده و پُرمعنا می‌یابد. او همچین موفق می‌شود با محدود کردن حادثه‌ها، بررسی بی‌پروا و همه‌جانبه‌ای از روان‌شناسی شخصیت‌هایش ارائه دهد. شخصیت‌هائی که تجربه می‌کنند، دل شکسته می‌شوند و در راه شناخت زیر و بم زندگی قدیمی به پیش برمی‌دارند. کار آلمندروس عالی است.


 
پیش از انقلاب - Prima Della Rivoluzione
ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی: پیش از انقلاب - prima della rivoluzione


پیش از انقلاب - Prima Della Rivoluzioneسال تولید : ۱۹۶۴
کشور تولیدکننده : ایتالیا
محصول : چینه‌ریتس و ایریده
کارگردان : برناردو برتولوچی
فیلمنامه‌نویس : برناردو برتولوچی
فیلمبردار : آلدو اسکاواردا.
آهنگساز(موسیقی متن) : جینو پائولی و انیو موریکونه.
هنرپیشگان : فرانچسکو باریلی، آدریانا آستی، آلن میجت و موراندو موراندینی.
نوع فیلم : سیاه و سفید، ۱۱۵ دقیقه.


پارما، یکشنبه‌ای در ماه آوریل. "فابریتسیو" به‌دنبال "سله‌لیا"، محبوبه‌اش، می‌گردد. "فابریتسیو" کمونیست است و "کله‌لیا" از خانواده‌ای از طبقه متوسط. "فابریتسیو" به "کله‌لیا" می‌گوید که مجبور است ترکش کند. "فابریتسیو" دو دوست دارد: "چزاره"، معلم مدرسه‌ای که راهنمای او به مارکسیسم بوده، و "اگوستینو" شدید می‌کند که تنها "جینا" (آستی)، خاله جوان "اگوستینو"، درکش می‌کند. "جینا" از تردیدهایش درباره زندگی رنج می‌برد و دچار بیماری روانی شده، اما سرزندگی خاصش "فابریتسیو" را مجذوب می‌کند. در مقابل، "جینا" هم دل‌باخته او می‌شود، اما رابطه‌شان چندروزی بیشتر دوام نمی‌آورد و بیماری "جینا" باعث می‌شود، اما رابطه‌شان چندروزی بیشتر دوام نمی‌آورد و بیماری "جینا" باعث می‌شود که به کمک "چزاره" از پارما برود. "فابریتسیو" پیش "کله‌لیا" برمی‌گردد. یک روز "جینا" را در تآتر می‌بیند، اما می‌فهمد که دیگر چیزی آن دو را به هم پیوند نمی‌دهد. "فابریتسیو" به پس زمینه طبقاتی‌اش باز می‌گردد و "چزاره" به‌دنبال پیروان تازه‌ای می‌رود....
٭ دومین فیلم برتولوچی بیست‌وچهار ساله، از هر نظر کاری "بالغ" به شمار می‌آید. این‌جا بسیاری از مایه‌های آشنای آثار پرآوازه بعدی او یافت‌شدنی هستند؛ از جمله: رابطه‌های پدران و پسران و تعارض هویت‌های سیاسی و شخصی افراد. با این همه، فیلم‌ساز با استعداد ایتالیائی، مثل قهرمانش، در رجوع به مارکس، فروید، استاندال و وردی بسیار متفنن عمل می‌کند.


 
بیکن کانادائی - CANADIAN BACON
ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢۳  کلمات کلیدی: بیکن کانادائی - canadian bacon

سال تولید : ۱۹۹۶
کشور تولیدکننده : آمریکا
محصول : مایل مور، دیوید براون، ران راتولتس و استیو گولین
کارگردان : مور
فیلمنامه‌نویس : مور
فیلمبردار : هاسکل وکسلر
آهنگساز(موسیقی متن) : المر برنستاین
هنرپیشگان : آلن آلدا، جان کندی، کوین پولاک، ری پرلمن، بیل نان، ریپ تورن، کوین اوکانر، جیمز بلوشی و دان ایکروید
نوع فیلم : رنگی، ۹۰ دقیقه


رئیس‌جمهور آمریکا (آلدا) سال‌هاست کشورش را وارد هیچ جنگی نکرده و این خود به‌خود دلیلی است طبیعی بر افت شدید محبوبیتش. پس مطمئن‌ترین راه برای بالابردن محبوبیتش به راه انداختن یک جنگ و نمایش برتری آمریکاست. اما متأسفانه مشاورانش به او می‌گویند آمریکا در حال حاضر هیچ دشمنی ندارد، تا اینکه مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور، ̎استورات اسمایلی̎ (پولاک) به خبر کوچکی دربارهٔ به راه افتادن دعوا و مرافعه در تیم هاکی کانادا به‌دلیل حرف‌هائی که کلانتر آمریکائی منطقه ̎باد بومر̎ (کندی) دربارهٔ آبجوی کانادائی زده، برمی‌خورد. خبر این ماجرای بی‌اهمیت باعث می‌شود تا ̎اسمایلی̎ به این فکر بیفتد که به افکار عمومی آمریکا این‌طور وانمود کنند که کانادا دشمن جدید آنان است. بنابراین ̎بومر̎ تصمیم می‌گیرد برای اثبات قدرت غول‌آسای آمریکا به کانادائی‌ها، عده‌ای آمریکائی خشمگین را تشویق به عبور از مرز و ارتکاب بالاترین جنایت از نظر کانادائی‌ها، یعنی ریختن آشغال در آن کشور کنند. در هر صورت طرح حمله به کانادا شکست می‌خورد اما گاف‌های بی‌شمار ̎بومر̎ می‌توانست یک جنگ ساختگی را به یک جنگ واقعی تمام عیار بدل کند.
● بی‌تردید مخالفان مور از شکست نخستین فیلم داستانی او خوشحال شده‌اند. این کمدی بزن‌بکوب کارگری با گرایش‌های چپی در حکم اعتراضی به طمع شرکت‌ها، روابط بین‌المللی و آبجوی بد ساخته شد. بیکن کانادائی روی کاغذ طرح خوبی به‌نظر می‌آید ولی در اجرا ملالت‌بار از کار درآمده است. مشکل بیش از هر چیز به کارگردانی مور برمی‌گردد. البته او آن‌قدر باهوش است که سراغ حرفه‌ای‌های درجه اول از جمله وکسلر فیلم‌بردار و برنستاین آهنگ‌ساز می‌رود، ولی معلوم است که این مستندساز ̎چریکی̎، هیچ مهارتی در هدایت بازیگران ندارد. کندی که در فیلم بدل خود مور است، بازی گرم اما نامنسجمی ارائه می‌دهد و بازیگران قابلی مثل الدا و تورن در نقش‌های دوم خود سرگردان هستند. مسلم است که مور خواسته با این کمدی پیامش را به طبقهٔ کارگر برساند ولی عملاً نمی‌تواند با تماشاگرانش ارتباط مناسبی برقرار کند.


 
← صفحه بعد